خرید بک لینک
از لطف تو هیچ بنده نومید نشد
مقبول تو جز مقبل جاوید نشد

مهرت بکدام ذره پیوست دمی
کان ذره به از هزار خورشید نشد

ابوسعید ابوالخیر

برچسبها: اشعار حکیمانه

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 5:55


ای خوشا آمدن از. سنگ برون
سر خود را به سر سنگ زدن
گر بود دشت گذشتن هموار
ور بوده درخ سرازیر شدن
ای خوشا زیر و زبرها دیدین
راه پر بیم و بلا پیمودن
روز و شب رفتن و رفتن شب و روز
جلوه گاه ابدیت بودن
عمر « من » اما چون مردابی ست
راکد و ساکت و آرام و خموش
نه در او نعره زند مجو و شتاب
نه از او شعله کشد خشم و خروش

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 5:55

در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟

مثل آرامش بعد از یک غم ، مثل پیدا شدن یک لبخند

مثل بوی نم بعد از باران

در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟

من به آن محتاجم !

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 5:16

نعمت روی زمین قسمت پر رویان است خون دل میخورد

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 5:16

سلام به همه علاقمندان به شعر و ادبیات ایرانی برای شما لحظات خوبی را آرزو مندم و امید وارم از. این وبلاگ لذت ببرید خواهشمندم نظرات خود را دریغ نفرمایید باتشکر
» مشاهده کامل شناسنامه
» تماس با مدیر

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 5:16

ابریشم سیاه دو چشمت
یاد آور شبی زمستانی است
من بی ردا
بدون وحشت دشنه
شادمانه خواب می رفتم
ابریشم سیاه دو چشمت
خانه ی من است
آن خانه ای
که در آن خواب می روم
و می میرم.

"خسرو گلسرخی"

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 5:16

مقصود دل عاشق شیدا همه او دان    مطلوب دل وامق و عذرا همه او دان بینایی هر دیدهٔ بینا همه او بین زیبایی هر چهرهٔ زیبا همه او دان یاری ده محنت زده مشناس جز او کس   فریادرس بیکس تنها همه او دان در سینهٔ هر غمزده پنهان همه او بین   در دیدهٔ

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 5:16

سلام به همه علاقمندان به شعر و ادبیات ایرانی برای شما لحظات خوبی را آرزو مندم و امید وارم از. این وبلاگ لذت ببرید خواهشمندم نظرات خود را دریغ نفرمایید باتشکر
» مشاهده کامل شناسنامه
» تماس با مدیر

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 5:16

نامدگان و رفتگان ، از دو کرانه ی زمان سوی تو می دوند ، هان ای تو همیشه در میان در چمن تو می چرد آهوی دشت آسمان گرد سر تو می پرد باز سپید کهکشانهر چه به گرد خویشتن می نگرم درین چمناینه ی ضمیر من جز تو نمی دهد نشان ای گل بوستان سرا از پس پرده ها در آ بوی تو می کشد مرا وقت سحر به بوستان ای که نهان نشس

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 16:46

صفحه بندی